خرید بک لینک
صبحی دیگر رسید و من در انتظار تو چشم میگشایمو دلم لبریز است از دیدن خورشید جانمتا جان ببخشد و ذوب کند یخهای کسالت و اندوه را تو با حضورت زندگیو شادی را برایم به ارمغان می اوری ساده می اییو پر شکوه و چ

برچسب: نویسنده: غزل محمودی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 6:03

صفحه بندی